کد خبر:28465 | ۰:۳۴:۰۲ - دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
پایه گذار صندوق های قرض الحسنه در ایران
آیت الله شاه آبادی پایه گذار صندوق های قرض الحسنه در ایران بود؛ او اولین صندوق را برای مبارزه متشکل با رباخواری ٬ با همکاری جمعی از بازاری های متدین به راه انداخت و خود سرپرستی آن را بر عهده گرفت. ولادت در سال ۱۲۹۲ق، در محله حسین آباد اصفهان و در خانه عالم بزرگوار، […]

آیت الله شاه آبادی پایه گذار صندوق های قرض الحسنه در ایران بود؛ او اولین صندوق را برای مبارزه متشکل با رباخواری ٬ با همکاری جمعی از بازاری های متدین به راه انداخت و خود سرپرستی آن را بر عهده گرفت.

ولادت

در سال ۱۲۹۲ق، در محله حسین آباد اصفهان و در خانه عالم بزرگوار، آیت اللّه میرزا محمدجواد بیدآبادی، کودکی پا به عرصه وجود نهاد که او را محمدعلی نامیدند. پدر گرامی اش، آیت اللّه بیدآبادی که خود فقیهی وارسته وعارفی برجسته بود، در تربیت فرزندانش توجه و دقت شگفت انگیزی از خود نشان می داد. ایشان از همان دوران کودکیِ محمدعلی، متوجه استعداد سرشار وی شد و زودتر از سن معمول، به امر تعلیم و تربیت وی همّت گمارد. بدین ترتیب، محمدعلی مقدمات علوم را نزد پدر بزرگوارش به سرعت آموخت و به درس استادان بزرگ حوزه علمیه اصفهان راه یافت.

در تکاپوی تحصیل علم و دانش

مرحوم آیت اللّه شاه آبادی، پس از کسب فیض از محضر پدر، در کلاس درس برادر بزرگوارش شیخ احمد مجتهد که یکی از استادان معروف آن روز حوزه علمیه اصفهان بود، حاضر شد و در ده سالگی به درس آیت اللّه میرزا هاشم خوانساری راه یافت. پس از آنکه ناصرالدین شاه قاجار آیت اللّه بیدآبادی را به همراه دو فرزندش به تهران تبعید کرد، محمدعلی در درس فقه و اصول آیت اللّه میرزا حسن آشتیانی و نیز درس فلسفه حکیم ابوالحسن جلوه شرکت کرد و در سال ۱۳۱۰ ق، در حالی که هیجده سال بیشتر نداشت، به درجه اجتهاد رسید.

هجرت به نجف

آیت اللّه شاه آبادی، در سال ۱۳۲۰ق به نجف اشرف هجرت کرد و در درس آیت اللّه العظمی محمد کاظم خراسانی حاضر شد. در این زمان، میرزا محمدعلی با آنکه خود مجتهد بود، با شور و شوقی وصف ناپذیر در درس آخوند خراسانی شرکت می کرد. اقامت ایشان درنجف، هفت سال طول کشید و او توانست در دو دوره درس خارج اصول آخوند حاضر شود. ایشان همچنین از محضر آیت اللّه شیخ فتح اللّه شریعت و آیت اللّه میرزا محمدحسن خلیلی کسب فیض نمود. عارف کامل، مرحوم شاه آبادی، پس از هشت سال اقامت در کشور عراق، به رغم میل باطنی خویش، به دلیل پاره ای از مشکلات خانوادگی به ایران بازگشت.

تعلیم و تربیت کودکان

از اقدامات فرهنگی آیت اللّه شاه آبادی، برپایی جلسات سخنرانی خانگی، به دور از چشم مأموران رژیم شاهنشاهی بود که نقش مهمی در مبارزات و آگاهی سیاسی مردم ایفا می کرد.ایشان از تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان نیز غافل نبود. در پی این مقصود، منزل شخصی خویش را به تدریس و تعلیم نونهالان اختصاص داده بود، آیت اللّه شاه آبادی، چند مرد صالح و مؤمن انتخاب کرد که به دانش آموزان درس بدهند و خود نیز بر کار مدرسه نظارت کامل داشت و هفته ای یک بار، با سخنرانی برای دانش آموزان و اولیای آنها، ایشان رادر حفظ شعایر اسلام راهنمایی می کرد.

برکرسی تدریس

آیت اللّه شاه آبادی در سال ۱۳۴۷ق به شهر قم هجرت کرد و به تدریس و تألیف پرداخت. ایشان در حوزه علمیه قم، روزانه حدود ده درس تدریس می کرد و نکته جالب توجه اینکه، هر یک از علما که در درسی از درس های ایشان شرکت می کرد، استاد را در همان رشته خاص بسیار مورد تمجید و ستایش قرار می داد و ایشان را در آن رشته خبره می دانست، چنان که امام خمینی رحمه الله ، که در درس های عرفان ایشان حاضر می شد، استاد را فراوان در عرفان می ستود و آیت اللّه میرزا هاشم آملی رحمه الله هم معتقد بود که ایشان در فقه و اصول مهارت بی نظیری دارد. آیت اللّه شاه آبادی در حوزه علمیه قم، فقه، اصول، تفسیر، عرفان، فلسفه و منطق تدریس می کرد و در درس ایشان، شاگردان بزرگی همچون مرحوم امام خمینی رحمه الله ، آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی، آیت اللّه حاج میرزا هاشم آملی، آیت اللّه ثقفی تهرانی، آیت اللّه طبسی نجفی، آیت اللّه بهاء الدینی و… شرکت می کردند.

شیر بیشه حق

در موقعیتی که رضاخان، تمام مسجدها و منبرهای خطابه را تعطیل کرده بود، آیت اللّه شاه آبادی هیچ گاه از نماز و سخنرانی اش دست نکشید. زمانی هم که رضاخان، پوشیدن لباس روحانیت را ممنوع کرد، ایشان فرزندانش را به روحانی شدن و پوشیدن لباس مقدس روحانیت تشویق کرد و به برکت همین تلاش خالصانه، هفت تن از فرزندان ایشان روحانی شدند. مأموران رضاخان برای آنکه بتوانند صدای حق طلب آیت اللّه شاه آبادی را خاموش کنند، منبر ایشان را از مسجد جامع دزدیدند، ولی از آن پس، او ایستاده سخنرانی می کرد و می گفت: «منبر سخن نمی گوید. اگر می خواهید سخنرانی تعطیل شود، باید مرا ببرید».

فعالیت های اجتماعی

یکی از فرزندان مرحوم آیت اللّه شاه آبادی رحمه الله درخصوص خدمات و فعالیت های اجتماعی پدر گرامی اش می گوید: مرحوم والد، در خصوص مبارزه با ربا خواری و رباخواران، دو اقدام هماهنگ انجام دادند: یکی تشکیل شرکت مخمّس بود که توسط برخی از دین داران اداره می گردید و سرمایه گذاری آن به صورت سهام به افراد داده می شد و افراد مطابق با سهام خود، از سود و منفعت آن بهره مند می شدند؛ و دیگر آنکه به تأسیس صندوق قرض الحسنه اقدام کردند که این صندوق هم به صورت گسترده شروع به فعالیت نمود. به خاطر دارم مرحوم آقای فیاض بخش که مسئول صندوق بودند، در سال ۱۳۲۹ می گفتند ما در حدود یک میلیون و هفتصد هزار تومان به اشخاص وام داده ایم که این مبلغ در آن زمان، رقمی قابل ملاحظه بود.

تأسیس هیئت های سیّار

عالم بزرگوار و فقیه عالی قدر، مرحوم آیت اللّه شاه آبادی رحمه الله پس از بازگشت از سامرا به ایران و در دوره اقامت خود در تهران، گذشته از داشتن حوزه علمی و تربیت فضلا و طلاب، در زمینه های اجتماعی و سیاسی و تربیت توده مردم هم همّت گماشتند. تأسیس هیئت هایی سیّار، نمونه ای از فعالیت های ایشان بود. در حقیقت، پایه گذار و بانی هیئت هایی که در منازل تشکیل می شد و همچنان ادامه دارد، ایشان هستند. این ابتکار، گذشته از آنکه در جامعه آن روز، در ترویج و تبلیغ معارف اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار بود، در مبارزات سیاسی هم نقش اساسی و عمده ای را ایفا می کرد.

فتوای حکیمانه

در زمان آیت اللّه شاه آبادی، استفاده از رادیو به تازگی در ایران رایج شده بود، ولی چون وسایل ارتباط جمعی به دست حکومت ظالمانه رضاخان اداره می شد، بیشتر برنامه های آن ضد اسلامی و مبتذل بود. این امر موجب شد که عده ای از علما، به حرمت تمام برنامه های آن معتقد شوند و به طور کلّی، به حرام بودن استفاده از رادیو فتوا دهند. در این حال، عده ای از مردم نزد آیت اللّه شاه آبادی رفته، از ایشان درباره جواز استفاده از این وسیله سؤال کردند. ایشان ضمن اظهار تأسّف از اینکه این وسیله تبلیغ خوب، در دست مسلمانان نیست فرمود: «رادیو، همچون زبان گویایی است که هم می تواند به دانش و فرهنگ خدمت کند، هم می تواند گفتارهای ناصواب بگوید. بنابراین، خرید و نگهداری آن برای استفاده از برنامه های مفید، مانعی ندارد».

تا جان در بدن داریم…

در روزهایی که آیت اللّه شاه آبادی در اعتراض به ظلم و ستم های رضاخان، در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی رحمه الله تحصن کرده بود، برخی از شخصیت های بزرگ، از علّت این تحصن سؤال کرده بودند و ایشان در جواب آنان فرموده بود: «ما وارث دینی هستیم که از زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله تاکنون، گذشته از شهادت ائمّه اطهار علیهم السلام و اصحاب و یارانشان، هزاران شهید از عالمان و بزرگان در به ثمر رسیدن آن نقش داشته اند. اکنون ماهستیم که ثمره آن همه فداکاری و جان نثاری را در اختیار داریم، از این رو، وظیفه ماست که تا جان در بدن داریم، در حفظ آن بکوشیم و این هدیه گران بهای الهی را که با خون بسیاری از شهیدان آبیاری شده، محافظت کنیم و اینک که می بینیم این امانت الهی در معرض دستبرد و نابودی این حکومت جبّار است. با همه وجود بایستی در نگهداری آن تلاش و از تجاوز به حدود آن ممانعت نماییم؛ چون معتقدیم که خون ما، رنگین تر از خون گذشتگان نیست».

شاه آبادی از زبان شاگرد

مرحوم حاج میرزا اسماعیل دولابی، از شاگردان آیت اللّه شاه آبادی رحمه الله ، درباره احوالات استاد خویش چنین می گوید: «مرحوم شاه آبادی، حیای زیادی داشت. من با مرحوم شاه آبادی بسیار محشور بودم. بارها به منزل ما می آمدند. هیچ کس از علما را مثل او ندیدم که با آن همه علم، حیایش به این زیادی باشد. اگر در بین راه، یک بچه جلوی ایشان را می گرفت و یک ساعت از ایشان سؤال می کرد، او می ایستاد و به سؤالاتش پاسخ می داد و حیا مانع می شد که صحبت را قطع کند و به راهش ادامه دهد».

یک مبارز به تمام معن

مرحوم آیت اللّه شاه آبادی، از سال۱۳۳۰ تا ۱۳۴۷ق، در تهران اقامت داشت. در آن زمان، که ابتدای حکومت رضاخان بود، یکی از مهم ترین اقدامات آیت اللّه شاه آبادی، مبارزه با ظلم و بیداد آن شاه ستمگر بود؛ چنانکه امام خمینی رحمه الله می فرمودند: «مرحوم آیت اللّه شاه آبادی، علاوه بر آنکه یک فقیه و عارف کامل بودند، یک مبارز به تمام معنا هم بودند». در اوج خفقان رضاخانی، آیت اللّه شاه آبادی به مدت ۱۵ ماه در اعتراض به ستم های شاه، در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن کرد و آن گاه در سال ۱۳۴۷ق، راهی شهر مقدس قم شد و به تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی همّت گمارد.

دعای کمیل

یکی از شاگردان و مریدان مرحوم آیت اللّه شاه آبادی، درباره دعای کمیل ایشان چنین می گوید: «از خاطره های خوبی که دارم، دعای کمیل شب های جمعه مرحوم آقای شاه آبادی است که واقعا برنامه فوق العاده ای بود. هر هفته شب های جمعه، حدود دو ساعت به اذان صبح مانده، به مسجد تشریف می آوردند و مراسم دعای کمیل را شروع می کردند و در حالی که تمام چراغ های مسجد خاموش بود، دعای کمیل را از حفظ می خواندند. به خاطر دارم که یک دفعه برای اینکه در مراسم دعای کمیل ایشان شرکت کنم، شب را در همان شبستان مسجد جامع با چند تن از دوستان خوابیدیم و دو ساعت به اذان صبح بیدار شدیم و در مراسم ایشان شرکت کردیم. خوب به خاطرم هست که وقتی ایشان در اواخر دعا، آیات عذاب را می خواندند، تمام مردم با صدای بلند گریه می کردند و صجّه می زدند و صدای آنها تا نواحی خارجی مسجد به گوش می رسید».

در و دیوار هم به گریه درمی آمد!

یکی از ویژگی های مرحوم آیت اللّه شاه آبادی، توجه مخصوص ایشان به شب های قدر بود. دراین گونه شب ها، جمعیت انبوهی در مراسم شب هایِ احیای ایشان شرکت می کردند و حتی در حیاط و صحن مسجد ایشان می نشستند و از مراسم اِحیای مرحوم شاه آبادی بهره می بردند. از ویژگی های آیت اللّه شاه آبادی هم این بود که فقط خودشان مراسم اِحیا را برگزار می کردند و به هیچ وجه آن را به دیگری واگذار نمی کردند. اِحیایی که ایشان می گرفتند، واقعا بی نظیر بود؛ در هنگام سخنرانی و خواندن دعای ایشان، گویی در و دیوار مسجد هم به گریه درمی آمد!

بی رقیب در عرفان

متفکّر شهید استاد مطهری، درباره شخصیت آیت اللّه شاه آبادی چنین می گوید: «آقای میرزا محمدعلی شاه آبادی، جامع معقول و منقول بود. در فلسفه و عرفان، شاگرد میرزای جلوه و میرزای اشکوری بوده است. در تهران به مقام مرجعیّت و فتوا رسید. در سال های اقامت مرحوم شیخ عبدالکریم حائری در قم، سال ها به قم هجرت کرد و فُضَلا از محضرش کمال بهره را بردند. در عرفان، امتیاز بی رقیبی داشت. بسیاری از بزرگان حوزه علمیه قم از نظر معارف، دست پرورده این مرد بزرگ بودند. یکی از اساتید بزرگ ما (امام خمینی رحمه الله ) در آن مدت، از محضر پرفیض این مرد بزرگ استفاده برده و او را بالاخص در عرفان بی نهایت می ستود».

عارف کامل

بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی رحمه الله از مرحوم شاه آبادی، با عبارت «شیخ عارف کامل» و نیز تعبیر «روحی له الفداه» یاد می کرد. ایشان در پیامی که به مناسبت شهادت فرزند مرحوم آیت اللّه شاه آبادی، شیخ مهدی شاه آبادی فرستاد، دراین باره می فرماید: «این شهید عزیز، فرزند برومند شیخ بزرگوار ما بود که حقّا حق حیات روحانی به این جانب داشت که با دست و زبان از عهده شکرش بر نمی آیم». همچنین بارها و بارها از امام خمینی رحمه الله شنیده شد که می فرمود: «من در طول عمرم، روحی به لطافت و ظرافت آیت اللّه شاه آبادی ندیده ام». مرحوم آیت اللّه بهاءالدینی رحمه الله هم می فرماید: «ما وقتی به درس اسفار مرحوم آیت اللّه العظمی شاه آبادی می رفتیم، امام را می دیدیم که از اتاق عقبی بیرون می آید. مرحوم آیت اللّه شاه آبادی به ایشان کتاب فصوص درس می داد، (ولی) مباحثه ما اسفار بود».

غروب غمگین

سرانجام حضرت آیت اللّه محمدعلی شاه آبادی، پس از ۷۷ سال زندگی پربرکت که در مسیر تعلیم و تربیت شاگردان بزرگی در حوزه های علمیه سپری کرد، در روز پنج شنبه سوم آذرماه ۱۳۲۸ش، مصادف با سوم صفر ۱۳۶۹ق، در ساعت دو بعدازظهر در اثر کسالت طولانی بیماری قند، در تهران به لقای الهی شتافت و دل صدها شاگرد خویش را داغدار نمود.

پیکر پاک این عارف کامل را، با تجلیل و تکریم فراوان به شهر ری انتقال دادند و پس از اقامه نماز توسط یکی از علمای تهران، در جوار مرقد مطهّر حضرت عبدالعظیم حسنی رحمه الله ، در مقبره مفسر بزرگ، شیخ ابوالفتح رازی به خاک سپردند. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

آموزه های عرفانی از آیت اللّه شاه آبادی:

تا قوای جوانی و نشاط آن باقی است، بهتر می توان قیام کرد در مقابل مفاسد اخلاقی، و خوب تر می توان وظایف انسانیّه را انجام داد.

بر خواندن آیات پایانی سوره حشر ـ از آیه «یا ایها الذین آمنوا اتقوا اللّه …» تا پایان سوره حشر ـ مداومت داشته باشید که خواندن و تدبّر در معانی آنها در تعقیب نمازها و خصوصا آخر شب که قلب فارغ البال است، خیلی در اصلاح نفس مؤثر است.

در نوافل شب، به مقام شامخ حضرت زهرا علیهاالسلام توجه کنید و بدانید که استمداد گرفتن از آن حضرت، موجب ترقی و قُرب معنوی می شود و خداشناسی انسان را زیاد می کند. همچنین قبل از اذان صبح، صلوات حضرت زهرا علیهاالسلام را بفرستید.

برای دنیایتان هم که شده، سحرها بیدار شوید؛ چون بیداری سحر، وسعت رزق، زیبایی چهره و خوش اخلاقی می آورد.

 

Print this pageShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
لینک کوتاه:
http://www.nedayesahel.ir/?p=28465 photo169857019186096259 (1)