کد خبر:43541 | ۱۱:۲۰:۳۹ - شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
به مناسبت سالروز رحلت امام راحل؛
اسرایی که برای خط امام مقاومت کردند؛ اما تحریف نکردند
در این روزهایی که باید در مقابل زیاده خواهی های دشمنان بخصوص آمریکا باید واکنش‌های قدرتمندانه از خود نشان دهیم در ادبیات گفتاری برخی سیاسیون و مسئولان بوی سازش با کدخدا و امتیاز دادن به آمریکایی‌ها می‌آید این درحالی است که اسرای ما سال‌ها در زندان‌های بعثی عراق زیر ظلم ها و شکنجه‌ها حاضر نشدند کوچکترین توهینی به امام راحل شود.

به گزارش پایگاه خبری ندای ساحل؛فرنگیس حمزه یی؛ امام خمینی در بیستم جمادی الثانی ۱۳۲۰ هجری قمری مطابق با ۳۰ شهریـور ۱۲۸۱ هجری شمسی در شهرستان خمین استان مرکزی پـای به دنیا گذاشت و در ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ هجری شمسی در سن ۸۷ سالگی درحالی که ایران را سراسر ماتم و غم فرا گرفته بود، به ملکوت اعلی پیوست.

رزمندگان دوران دفاع مقدس که یکی از امیدها و دل خوشی‌هایشان امام بود حتی در اسارت نیز از یاد امام خمینی (ره) غافل نبودند و برای سلامتی‌اش دعا می‌خواندند. در خاطرات بسیاری از اسرای ایرانی در زندان‌های بغداد عنوان شده است: آرزویمان دیدن امام بود، هر وقت به فکر آزادی از اسارت می‌افتادیم بلافاصله ملاقات با امام برایمان تداعی می‌شد. آن‌ها البته آن روزها حقیقتاً از جان و دل به یاد امام بودند چون خالصانه با امام پیمان بسته بودند که تا پای جان در مقابل دشمن مقاومت کنند تا اینکه در کربلا یاور مستضعفان را ملاقات کنند.

زندان‌های عراق در صبح روز ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ برای اسرای ایرانی به ماتمکده‌ای تبدیل شده بود که حتی عراقی‌ها هم آنروز انگار ماتم زده شده بودند، صدای ترانه‌های رادیو عراق که هر روز از پشت سیم‌های خاردار پخش می‌شد آن روز به گوش نمی‌رسید. همه اینها خبر از اتفاقی ناگوار داشت، خبری که رادیو عراق آن را گزارش کرد: آیت الله خمینی از دنیا رفت…

امام خمینی که دلش با اسرا و رزمندگان بود و خدا می‌داند چه خون دلها خورد از رنج‌ها و مصیبت‌هایی که خود می‌دید و گاها از سوی برخی‌ها بر ایشان متحمل می‌شد،اما این جمله امام که؛ «اگر اسرا آمدند و من نبودند به آنها بگویید در فکرشان بودم» یقیناً تا سالها بعد از آزادی رزمندگان تسلی بخش دل‌هایشان بوده است.

آن روزها اسرا غریبانه و مظلومانه در میان کینه توزی های بعثی‌ها یا صبورانه شهید شدند و یا زیر شکنجه‌ها تحمل می‌کردند تا صدای آزادی و استقلال وطن ثابت قدم بماند… آنها ثابت قدم ماندند اما برخی در بهترین موقعیت‌های رفاهی و مسئولیت‌های دولتی خود در این سال‌های اخیر پشت خط امام پنهان شده و در تحریف خط امام، دشمن را یاری کردند.

*وادادگی دنیاطلبان و دوری از شعار مرگ برآمریکا

درحالی که انقلاب اسلامی ایران با شعار استکبارستیزی و «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر شاه» آغاز شد و نشان داد یکی از اهدافش، مبارزه با استکبار و جلوگیری از سلطه دشمنان بر مردم آزادیخواه جهان است، تحریف خط امام و انقلاب اسلامی توسط برخی مسئولان سازشکار، روشنفکرنماها و رفاه طلبان امروز به خوبی در ادبیات گفتاری آنها نمایان است.

روزنامه خرداد به قلم عباس عبدی، از شرکت کنندگان در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سیزدهم آبان ۱۳۵۸ که پس ازاستحاله فکری وعدول از مواضع گذشته خود، از اقدام انقلابی دانشجویان اظهارپشیمانی می‌کند، با تاکید برلزوم ایجاد ارتباط با آمریکا، مردم انقلابی و استکبارستیز ایران را تعدادی اوباش لقب می‌دهد. او می‌نویسد: «رابطه با آمریکا در شرایطی که منافع ملی را تأمین کند، اشکال ندارد و دفاع ازانقلاب، امروز با شعار دادن، محکوم کردن ومرگ برگفتن‌ها، معنا ندارد. آنهایی که شعار مرگ بر آمریکا می‌دهند، بدانند این شعار با اتکاء به تعدادی اوباش محقق نمی‌شود.»

روزنامه نشاط نیز نظرات محسن امین‌زاده، معاون وزیر امورخارجه وقت اصلاحات را منتشرکرد که کاربرد شعار مرگ برآمریکا را از دست رفته می‌دانست و معتقد بود: «شعار مرگ برآمریکا، کاربردش را از دست داده است. حتماً باید باب بررسی رابطه با آمریکا را باز بگذاریم، در یک دوره، شیوه برخورد آمریکایی‌ها با ما ساده بود و ما به تندی سخن می‌گفتیم و آن‌ها نمی‌توانستند علیه ما تبلیغ کنند.»

به غیر از این دو موارد که اشاره شد این ادبیات سازش کارانه همچنان در ادبیات گفتاری برخی مسئولان دولتی نیز به خوبی نمایان شده است که نمونه‌های آن در مواضع و وادادگی آنها در مسئله هسته‌ای و مذاکرات به خوبی برای مردم و اهل بصیرت روشن شد.

*مواضع انقلابی امام در مقابل زیاده خواهی های دشمنان

در این روزهایی که باید در مقابل زیاده خواهی های دشمنان بخصوص آمریکا باید واکنش‌های قدرتمندانه از خود نشان دهیم در ادبیات گفتاری برخی سیاسیون و مسئولان بوی سازش با کدخدا و امتیاز دادن به آمریکایی‌ها می‌آید.

امام خمینی (ره)، رهبرکبیر انقلاب اسلامی با بیان این جمله که «همه بدبختی ما از آمریکاست» و در مورد خوی تجاوزطلبی استکبار و نفی هرگونه سازش با استکبار جهانی می گویند: «خیال نکنید که روابط ما با امریکا و روابط ما با نمی‌دانم شوروی و روابط ما با این‌ها یک چیزی است که برای ما یک صلاحی دارد. این مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندی برای بره نیست، این‌ها می‌خواهند از ما بدوشند، این‌ها نمی‌خواهند به ما چیزی بدهند.»، «کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی‌دانیم. ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند!… اگر بندبند استخوان‌هایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالایدار برند، اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستیمان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمی‌کنیم».

مقام معظم رهبری نیز سال بهمن ماه ۷۸ در یک سخنرانی می گویند: «مرعوب شدن، صفت خیلی بدی است. حالا یکوقت انسان در خانهی خودش نشسته است و مرعوب می‌شود این یک نفر آدم است اما یکوقت انسان در مسند مسئولیتی نشسته است در مجلس است، در دولت است او اگر مرعوب شد، واویلاست! مرعوب شدن او، یعنی از دست دادن بسیاری از امکانات این ملت!».

*مواضع رهبر انقلاب در مورد کسانی به دنبال تحریف خط امام هستند:

ایشان در ۱۴ خرداد سال ۸۹ در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران در حرم امام خمینی (ره) می‌فرمایند:

نمی‌شود با هر کس و ناکسی ائتلاف کرد. باید ببینیم دشمنان دیروز امام در برابر ما چه موضعی می‌گیرند. اگر دیدیم مواضع ما جوری است که آمریکای مستکبر، صهیونیست غاصب، مزدوران قدرتهای گوناگون، مخالفین و معاندین امام و اسلام و انقلاب از ما تجلیل می‌کنند، احترام می‌کنند، بایستی در مواضعمان شک کنیم؛ باید بدانیم که راه درست و مستقیم را نمی‌رویم. این معیار است، این یک ملاک است. امام هم بارها بر همین تکیه می‌کرد. امام می‌فرمود – در نوشته جات امام وجود دارد، در اسناد قطعی فرمایشات امام این هست – که اگر از ما تعریف کردند، بدانیم که خیانتکاریم. این خیلی مهم است.

کسانی بیایند درست در خط مقابل امام حرکت کنند، درباره‌ی مسئله‌ی قدس در روز قدس آنجور موضعگیری کنند، در روز عاشورا آن فضاحت را به بار بیاورند، بعد ما با کسانی که با اساس مبنای امام و حرکت امام صریحاً مخالفند، اظهار همراهی کنیم، خودمان را در کنار اینها قرار بدهیم و تعریف کنیم، یا در مقابل اینها سکوت کنیم؛ در عین حال بگوئیم ما دنباله روِ امامیم! این امکان ندارد، این قابل قبول نیست. ملت هم این را خوب فهمیدند. ملت این را می‌بیند، می‌داند، می‌شناسد، می‌فهمد.

این کج اندیشی است که ما مواضع امام را انکار کنیم. این کج اندیشی را هم متأسفانه بعضاً کسانی انجام می‌دهند که یک وقتی خودشان جزو مروجان افکار امام بودند یا جزو پیروان امام بودند. حالا به هر دلیلی راه‌ها کج می‌شود، هدف‌ها گم می‌شود، یک عده‌ای برمیگردند؛ بعد از آنکه سالهای متمادی برای امام و برای این هدفها حرف زدند و حرکت کردند، در مقابل این اهداف و این مبانی می‌ایستند و آن حرفها را می‌زنند!

خوب، خط امام اجزائی دارد. مهم‌ترین آنچه که در مورد خط امام و راه امام می‌شود گفت، چند نکته است که من عرض می‌کنم. و بخصوص به جوانها عرض می‌کنم: بروید وصیتنامه ی امام را بخوانید. امامی که دنیا را تکان داد، امامی است که در این وصیتنامه منعکس است، در این آثار و گفتار منعکس است.

ایشان در ۱۴ خرداد سال ۹۴ در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه الله  باز تاکید می‌کنند که؛ اگر ملّت ایران بخواهد به آن هدفها برسد، بخواهد این راه را ادامه بدهد، باید راه امام بزرگوار را درست بشناسد، اصول او را درست بشناسد، نگذارد شخصیت امام را تحریف کنند، که تحریف شخصیّت امام، تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملّت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد.

انتهای پیام/

Print this pageShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
لینک کوتاه:
http://www.nedayesahel.ir/?p=43541 photo169857019186096259 (1)